تبليغاتX
سایه روشن

*...

 

این گلی که هنوز نشکفته و غنچه است، بو ندارد .

 

بویش توی دلش است ؛ مخفی است .

 

من و تو هرچه بو می کشیم بو نمی شنویم .

 

این دل هم که نشکفته ، میل خدا ندارد .

 

دارد ولی پنهان است ، ما نمی بینیم .

 

به غنچه ی نشکفته اگر عطر بزنی می شکفد ؟

 

پژمرده می شود !

 

غنچه باید بهارش برسد و بشکفد .

 

خدا هم زوری نیست ؛ روزی است .

 

روزش که رسید دل می شکفد ،

آن روز فقط حواست باشد که خوب بو بکشی ..

 

...*

+ نوشته شده در جمعه 17 آذر1385ساعت 3:31 بعد از ظهر توسط سایه روشن |

داغ کن - کلوب دات کام

*...

 

چه عذری دارد

 

آن که در گشودیم و وارد نشد ؟

 

 

فما عذر من اغفل دخول الباب بعد فتحه ؟

مناجات خمس عشر

 

...*

+ نوشته شده در جمعه 17 آذر1385ساعت 3:23 بعد از ظهر توسط سایه روشن

داغ کن - کلوب دات کام

*...

 

ماهی گیر که تور می اندازد،

 

اگر یک ماهی ریز هم گیر کند لای چشمه های درشت تور،

 

نمی گوید "چون تو آمدی من تورم را بالا نمی کشم"

 

یا ازش بازپرسی نمی کند :

 

"کی به تو گفت گیر کنی ؟ این تور که برای تو گشاد است ! "

 

تورش را انداخته ماهی اش را می گیرد.

 

فقط خود ماهی است که نمی تواند آن لا خودش را گیر بدهد؛

 

بس که جثه اش کوچک است.

 

این جثه ی کوچک را باید چاق کنی.

 

باید بخوری تا چاق شوی؛

 

این قدر چاق که توی تورش گیر کنی ..

 

...*

+ نوشته شده در دوشنبه 6 آذر1385ساعت 5:52 بعد از ظهر توسط سایه روشن |

داغ کن - کلوب دات کام