تبليغاتX
سایه روشن

*...

 

 

 

حیاط خلوت

 

وقتی می خواهم به خانه وارد شوم

از میان ِ در

شروع ِ سیاه ِ حیاط خلوتی را می بینم .

به دیوار تکیه می دهم !

حس می کنم داخل ِ دیوار می شوم .

راستی که خیلی سرد است .

لاغری ِ سایه ام

در برابرم قد می کشد ..

پایان آغاز می شود

و شادی تسخیرم می کند .

 

این خلوتی است بس بزرگ

که در سر ِ من شکل می گیرد ..

 

 

پ.ن:

این ها همه واقعی ست !  یادت باشد .

 

 

 

...*

+ نوشته شده در پنجشنبه 20 فروردین1388ساعت 1:7 قبل از ظهر توسط سایه روشن |

داغ کن - کلوب دات کام

*...

 

 

 

تنها در رقص است

که می خواهم از زیبایی

با نگاهی

سخن گویم !

 

و اکنون ، زیبایی

در دست و پایم

ناگفته مانده است ..

 

 

...*

+ نوشته شده در یکشنبه 2 فروردین1388ساعت 12:25 بعد از ظهر توسط سایه روشن |

داغ کن - کلوب دات کام