تبليغاتX
سایه روشن

*...

 

 

 

زندگی ،گاه

بوی گچ می دهد .

 

به همان خشکی و

همان صدای خِش خِشی که

روی تخته سیاه می نوشتی .

 

به طعم ِ

آن اضطراب های مَلس می ماند .

 

 

پی نوشت ؛

دروغ، فراموشی، گرفتار دلمردگی هستیم. گرفتار ابهام .

با لذتی که در آن لذتی نیست ..

 

 

هوای فرو افتاده

 

 

 

...*

+ نوشته شده در شنبه 18 مهر1388ساعت 8:19 قبل از ظهر توسط سایه روشن |

داغ کن - کلوب دات کام

*...

 

 

 

قطعیت

 

 

مثل ِ عذاب ِ  یک دو راهی

 در مقابل ام ایستاده است .

 

شوق این لذت !

 

می پذیرم ، غرق شوم .

تا کفاره ی او را داده باشم .

 

 

گناه ؟

 

 

پی نوشت ؛

 تپه ی دوری را می بینم که آفتاب در او ، مه را می شکافد .

 

 

 

...*

+ نوشته شده در سه شنبه 7 مهر1388ساعت 2:55 قبل از ظهر توسط سایه روشن |

داغ کن - کلوب دات کام